حكيم ابوالقاسم فردوسى
132
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
گوزگانان « 1 » و از بلخ تا بدخشان « 2 » و پايين تر از آن از دشت آموى و زم « 3 » تا ختلان و شهرهايى چون شگنان « 4 » و ترمذ « 5 » و ويسهگرد و بخارا و شهرهاى پيرامون آن و همچنين تا سغد را به شما مىسپارم . از سوى ديگر ، تا كشور نيمروز را كه رستم دلاور سوز از آنجا جنگ آورده است ، به او سپارم و سپاهيانم را از نزديك او بازخوانم و راه به سوى باختر بگشايم . از آن سرزمين تا هند را تهى سازم . از كشمير و كابل و قندهار تا به سوى سند را هم بدين سان در شمار آورم . الانان و پيرامون آن را نيز كه لهراسپ در آنجا جنگ آورده ، به دو سپارم . از اين سرزمين تا قاف را بدون هيچ جنگ و سخن گزافهاى به خسرو بسپارم . آن سويى را كه اشكش در آن تاخته است هم تهى سازم . آنگاه چون همهء اينها را بكردم ، سپاهيان را از هر سو به نزد خويش فرا خوانم . سپس به پيش تو پيمانى مىبندم و سوگند مىخورم كه ديگر دشمن تو نباشم . تو نيز خواهى دانست كه ما راستى را خواستيم و دل را با مِهر و راستكارى بيآراستيم . آنگاه به سوى شاه توران آگهى كنم كه ديگر سر ما از كينه بپيچيد . تو نيز بدين سان چهره بگشاى و نامهاى از سرِ مهر به خسرو بنويس . و بدين گونه از راه مِهر ، اين گفتار مرا بجاى ريختن خون و پيكار با من برگزين . پس چون بدين سان پيمان بستيم ، همهء آن
--> ( 1 ) - گوزگانان ( جوزجانان ) از سوى مشرق به بلخ و تخارستان و باميان ، از جنوب به آخر حدود غور و بُست ، از مغرب به حدود غرچستان و بشين و مرو و از شمال به جيحون محدود مىشده است . ر . ك . حدود العالم ، ص 302 - 301 جيهانى ، أشكال العالم ، ص 168 مقدسى ، أحسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم ، ج 2 ، ص 433 مشكور ، جغرافياى تاريخى ايران باستان ، ص 728 شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده گوزگانان . ( 2 ) بدخشان شهرى در بالاى تخارستان و در كنار رود جرياب كه به جيحون مىپيوندد ، قرار داشته است . حموى ، معجم البلدان ، ج 1 ، ص 360 مقدسى ، أحسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم ، ج 2 ، ص 441 شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده بدخشان . ( 3 ) ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 365 . ( 4 ) - شگنان همان شكن ، ناحيهاى از وخان ( پامير ) و سرچشمه رود جيحون بوده است . شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده شگنان و شكنى . ( 5 ) ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 484 .